به دلیل مشکلات پیچیده زندگی و فقر اقتصادی مردم،سفر و گردش نه به مفهوم خاص گردشگری که به معنی عام(عامیانه)رفتن به مکانی دیگراز معنای پیچیده تر خود خارج شده است و امروز هرکس تلاش دارد تا عبور از خط مکان زندگی اش را سفر و خود را مسافر و گردشگر بخواند.ما هم با این تعریف کنار می آییم وبه آن احترام می گزاریم. اما براستی چند در صد از اوقات خود را ماصرف دیدار از آثار و اماکن باستانی ،موزه ها ومکان های دینی وقدیمی می کنیم؟بررسی شیوه های زندگی و چگونگی چهره های تاریخی مردمی که هزارها سال است در عرصه معینی از زمین به سر می برند و یکی از با نام و نشان ترین و پایدارترین فرهنگ های جهانی را به خود اختصاص داده اند کار ساده ای نیست. به ویژه که اگر چنین مردمی در درازای عمر پرزحمت شود مخاطره های بسیاری را از سر گذرانیده باشند و محیط موصوف و مسکن مألوف آنان نیز در عمر هیچ شکی از دستبرد هجوم های مکرر خارجیان و اغتشاش های کوچک و بزرگ داخلی برکنار نمانده باشد.بدین قرار هر قدر که بداهتاً نام ایران مشتق از نام و خصوصیات ممتاز عناصر انسانی فعالی باشد که در زمانهائی کهن پای نهاده اند مسلم است که ساکنان کنونی کشور بدون استثناء از میراثهای مشترک همه مردمی برخوردارند که از کهن ترین روزگاران تا حال در آن به سر برده اند و آثار ماندنی بیشماری در عرصه های مختلف حیات فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی و… بر جای نهاده اند.بر اساس تحقيقات به عمل آمده توسط سازمان تجارت جهاني، 40 درصد از اوقات جهانگردان صرف بازديد از ميراث فرهنگي و طبيعي مي شود، بنابراين 40 درصد از درآمد جهانگردي به واسطه وجود ميراث فرهنگي و طبيعي است. بديهي است، در صورتي که جهان امروز بیش از بیست و پنج سال است برای جذب هرگردشگر برنامه دارد و هنوزگرايش جدي، به سمت گردشگري فرهنگي در کشور ما مشهود نیست ، براي توسعه جهانگردي در ايران ضرورتاً بايد برگردشگري به مفهوم عام و خاص  تأکيد شود و براي رونق گردشگري فرهنگي نيازمند توسعه و احياي ميراث فرهنگي و طبيعي کشور هستيم. از طرف ديگر بر اساس مطالعه عملکرد گذشته ميراث فرهنگي و وضعيت اقتصادي کشور اين امر از طريق کمک هاي دولت ميسر نخواهد بود، ولي در صورتي که ساختار مناسب و تمهيدات لازم ارائه شود، مي توان شاهد رشد چشمگير توسعه جهانگردي و به همراه آن افزايش درآمد ارزي کشور باشيم و به تبع آن ميراث فرهنگي، از محل درآمدهاي ايجاد شده سهم خود را به تناسب نقشي که در اقتصاد کلان ايفا کرده مطالبه و براي ميراث فرهنگي و طبيعي کشور به کار برد. در اين صورت و به واسطه ايجاد يک چرخه اقتصادي مناسب، عرضه و تقاضاي ميراث فرهنگي با پويايي مناسب در کليه ابعاد آن مواجه خواهد شد ميراث فرهنگي هسته اصلي و زيربنايي صنعت گردشگري است. در دنياي اقتصادي امروز که صنعت گردشگري به عنوان يکي از منابع درآمدزايي غيرنفتي به شمار مي رود، سهم کشور ما از اين منبع عظيم اقتصادي در مقياس جهاني بسيار اندک و حتي قابل چشم پوشي است. در بسياري از کشورهاي اروپايي و حتي آسيايي، بخشي از برنامه هاي توسعه اقتصادي مبتني بر توسعه صنعت گردشگري است. اين در حالي است که منابع تاريخي و فرهنگي اين کشور در مقايسه با ايران در سطح بسيار پايين تري قرار دارد. يکي از دلايل اساسي ضعف بخش اقتصادي کشور در صنعت گردشگري را مي توان نبود بهره وري مناسب از ميراث فرهنگي دانست. تنها در شرايطي مي توان به صنعت گردشگري به عنوان يک صنعت درآمد از اميد دانست که سياستمداران نظام با سرمايه گذاري اصولي و علمي روي ميراث فرهنگي کشور اين بخش را که بستر درآمد زايي براي کشور است به حالت بالفعل درآورندوجود زیبایی شناسی که در حوزه ی لذت بردن از زندگی و ارضای حس زیبایی دوستی انسان هاست. یک اثر تاریخی و فرهنگی می تواند باعث لذت بردن انسان ها از زیبایی و هنر شود، این نگاهی است که از قدیم وجود داشته و در زمان فعلی، شدت بیش تری یافته است.نقش اطلاعاتی است که همراه این آثار است و از گذشته ی جوامع حکایت دارد و به نوعی منبع پژوهش و کنکاش نیز است و شامل اطلاعاتی از گذشته ی مردم یک سرزمین بوده و جنبه ی استنادی میراث فرهنگی است.بحث اقتصادی آثار تاریخی و فرهنگی؛ که بحث توریسم و بازدید داخلی از میراث فرهنگی را بیشتر مد نظر دارد. میراث فرهنگی در توسعه ی جوامع نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هر جامعه ای که بداند نتیجه ی تعاملش چه بوده و آن را خوب بشناسد، متوجه می شوی که فعالیت های کنونی اش نمی تواند منقطع از گذشته باشد بلکه در ادامه ی آن است. مهم ترین نقش میراث فرهنگی، همانا هویت بخشی آن است. میراث فرهنگی، نشان از نگاه مردم یک جامعه به یک پدیده دارد. سبک زندگی کیفیت زندگی، آداب و رسوم، عقاید و ارزش ها، هنجارها و بالاخره فرهنگ هر جامعه ای در میراث فرهنگی آن جامعه نهفته است.برای هر ملت، شناخت گذشته برای ساختن آینده ای روشن بر پایه ی هویت فرهنگی خویش، اهمیت بسیاری دارد. حفظ پویایی و بقای هر فرهنگی در آینده، نیازمند پیوستگی میان دیروز و امروز و فردای ملت هاست..امروز در آغاز هزاره سوم و عصر ارتباطات و جهانی شدن، وجه تمایز ملتها از یکدیگر همانا هویت فرهنگی است که ریشه در میراث فرهنگی دارد. از این رو، حفظ میراث فرهنگی برای یک ملت، پشتوانه ی حیات فرهنگی آن در آینده خواهد بود.میراث فرهنگی به عنوان مفاخری که از گذشته به یادگار مانده و بیانگر فرهنگ و تمدن گذشتگان یک ملت است، بی تردید نشان روشنی از هویت آن ملت دارد که باید برای حفظ آن بی شائبه و فعالانه تلاش کرد.تکيه بر اين ارزش ها و اهداف مشترک مي تواند ما را در يافتن راه حل هاي مشترک به منظور تغيير وضعيت موجود از طريق تاکيد بر روي عناصر مشترک هر يک از فرهنگ ها با استفاده از تقارب فرهنگ ها و گفت و گوي ميان فرهنگي رهنمون سازد.همانگونه که می دانیم یک کشور زنده و پویا با میراثش اعتبار پیدا می کندچون میراث بیان کننده و فرهنگ هویت یک ملت می باشد و فرهنگ نیز به عنوان پدیده ای پویا، از اساسی ترین جنبه های حیات اجتماعی هر جامعه می باشد.

منبع : گنجه و گنجینه |چند درصد از اوقات زندگی مان صرف دیدار از آثارباستانی می شود؟
برچسب ها : فرهنگي ,کشور ,فرهن ,میراث ,ميراث ,گردشگري ,ميراث فرهنگي ,میراث فرهن ,صنعت گردشگري ,همانا هویت ,هویت فرهن